جهانی فکر کنیم ایرانی زندگی کنیم - بیایید با هم فرهنگ جدید برای ایرانی ها تدوین کنیم

پر واضح است که هدف عربستان سعودی از حمله به یمن یکپارچه نمودن سنی ها بود ولی در عمل منجر به چند دستگی آنها شد.

بر کسی پوشیده نیست که عربستان سعودی با راه اندازی جنگ های نیابتی در سوریه - عراق و لبنان تلاش زیادی برای کلید زدن یک جنگ طایفه ای میان اهل تسنن و تشیع در منطقه خاور میانه به عمل آورد اما در رسیدن به هدف خود ناکام ماند. به همین دلیل تلاش کرد با راه اندازی ائتلافی از کشورهای اهل تسنن به عنوان جنگ با حوثی های شیعه مستقیم وارد عمل شود ورسما کلید جنگ شیعیان و سنی ها در منطقه را شروع کند ولی امروزه این ائتلاف هم پوچ از آب در آمد.

در بدو شروع این عملیات سعودی ها بگونه ای عمل کردند که برای همه ناظرین سیاسی تداعی می شد کشور های سنی مذهب همگی بر علیه شیعیان متحد شده اند اما روند تحولات خلاف این موضوع را ثابت کرد.

ادامه دارد...

متن کامل این مقاله  در سایت

http://ir.sputniknews.com/opinion/20150410/118247.html

مشاهده نمایید

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 18:57 | لینک  | 

قابل توجه اینکه این مقاله در سایت ir.sputnicnews.ir منتشر شده

صحبت های تند اردوغان قبل از سفر به تهران فضای عمومی منفی شدیدی را بر علیه وی در ایران به وجود آورده که قطعا اگر به دلیل دعوت رسمی وبرنامه ریزی قبلی برای این سفر نبود ایرانی ها مقداری در پذیرایی از وی تامل بیشتری می کردند.

البته سابقه آقای اردوغان رئیس جمهوری فعلی و نخست وزیر سابق ترکیه در اینگونه صحبت های تند و آتشین خیلی زیاد می باشد و در موارد زیادی واکنش های خیلی شدیدی از طرف وی نسبت به کشورهای دیگر از جمله اسرائیل – مصر – سوریه – عراق و ... شاهد بودیم که اگر زمان این رفتار ها و سخنان را بررسی کنیم متوجه می شویم که او هر بار با فشار های داخلی یا بین المللی مواجه بود برای جلب توجه دست به چنین اظهار نظرهایی زده.

مثلا زمانی که در صدد جلب نظر عرب ها به ایدئولوژی فکری حزب خود به عنوان جایگزین ایدئولوژی های دیگر اسلامی در منطقه بود در کنفرانس داووس با رئیس جمهوری اسرائیل درگیری لفظی پیدا کرد و سپس اظهار نظر های آتشینی بر علیه اسرائیل که نه فقط روابط دوستی دارد بلکه همپیمان نیز به حساب می آید بیان نمود. همین رفتار را نسبت به مصر پس از سقوط محمد مرسی داشت تا مخالفت های سیاسی داخلی را به سمت خارج منحرف کند. در این شرایط هم چون به دلیل همکاری با عربستان سعودی در حمله به یمن از طرف عموم مردم مورد انتقاد است برای انحراف افکار عمومی از این موضوع سخنانی بر علیه ایران بیان نمود.

ایرانی ها هم که از بدو به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه و شخص آقای اردوغان به قدرت در ترکیه شناخت کامل از وی دارند و از حامیان وی بودند می دانند که هدف آقای اردوغان از این صحبت ها چیست. ایدئولوژی حزب عدالت و توسعه وابسته به تفکر اخوان المسلمین می باشد و به دلیل اختلاف شدید با ایدئولوژی فکری سلفی وهابی عربستان سعودی و ناسیونالیستی عربی مصری نمی تواند با این دو ایدئولوژی سازگاری داشته باشد و وقتی که حدود یک ماه گذشته ملک سلمان عربستان سعودی آقای اردوغان و ژنرال سیسی را به ریاض دعوت کرده بود تا یک اتحاد سنی بر علیه ایران تشکیل دهد آقای سیسی از ملاقات و همکاری با اردوغان و ترکیه خودداری نمود و به همین دلیل هم حاضر نشد با اردوغان ملاقات کند.

بر کسی پوشیده نیست که عربستان سعودی اطماع دیرینه ای برای اشغال یمن داشته و دارد و آرزوی همه پادشاهان عربستان تحقق رویای ملک سعود بزرگ در اشغال یمن و باب المندب بوده، اما برای توجیه عملیات خود بر علیه یمن نیاز به حمایت بین المللی داشت و به همین دلیل هم تلاش کردند هدف جنگ خود را به جای اشغال یمن به جنگ سنی ها با شیعیان با آرمان های مذهبی تبدیل کنند. به همین دلیل هم آنها نیازمند حمایت کشورهای اسلامی سنی از جنگ خود می باشند. با اینکه قبلا با مصر – پاکستان و ترکیه هماهنگ کرده بودند و وعده های مالی هنگفتی هم به آنها داده بودند ولی پس از شروع عملیات این سه کشور از مشارکت عملی سر باز زدند و اختلافات ترکیه و مصر اینجا بیش از حد عیان شد. هر دو این کشورها خواستار کنار گذاشتن کشورهای دیگر و دریافت کل وعده های مالی جهت ارسال نیروی زمینی می باشند. در اصل این صحبت های آقای اردوغان در این چهار چوب می گنجد.

علیرغم فراز و نشیب های مختلف اما پس از سقوط دولت عثمانی ایران و ترکیه روابط فوق العاده خوبی را با یکدیگر داشته اند و امروزه روابط تجاری این دو کشور به بیش از سی ملیارد دلار می رسد. قطعا با توجه به این رابطه اقتصادی هر دو کشور تمایل ندارند که رابطه شان متضرر گردد و شاهد آن بودیم که حتی علیرغم اختلافات فوق العاده شدید نسبت به موضوع سوریه روابط ایران و ترکیه پابرجا ماند و چون ایرانی ها می دانند هدف آقای اردوغان استفاده از عربستانی ها هست و صحبت های وی بیشتر مصرف داخلی دارد سعی خواهند نمود این دیدار روند معمول خود را طی کند.

بحثی که در حال حاضر در داخل ایران مطرح است این می باشد که نباید از صحبت های آقای اردوغان به راحتی گذشت و باید به وی گوشزد نمود که حتی اگر بنا به سوء استفاده از عربستانی ها و خوشنود کردن آنها باشد نباید روی روابط ترکیه با ایران قمار کند. به همین دلیل شاهد آن بودیم که در مجلس شورای اسلامی – مطبوعات و محافل دانشجویی و... اعتراضات شدیدی نسبت به این سفر شد و احتمال زیادی دارد ملاقات وی با رهبری نیز لغو گردد و دیدار های وی فقط در سطوح رسمی باشد. به همین دلیل هم ترکیه برنامه رسمی از پیش برنامه ریزی شده را رسانه ای نمود . برنامه ای که در آن ملاقات با رهبری نیز گنجانده شده، چرا که معمولا رهبری جمهوری اسلامی فقط با شخصیت هایی دیدار می نماید که روابط خیلی صمیمی و فوق العاده با جمهوری اسلامی داشته باشند و این اعلام ترک ها در واقع نوعی پس گرفتن صحبت های آقای اردوغان نیز به حساب می آید.

حالا باید دید که آیا ایرانی ها پوزش ترک ها به این شکل را می پذیرند و به آقای اردوغان اجازه ملاقات با رهبری را می دهند؟ و یا اینکه حتی اگر وی با رهبری ملاقات کند همانجا پاسخش را دریافت می کند؟

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 18:55 | لینک  | 

قابل توجه اینکه این مقاله در سایت ir.sputnicnews.ru  منتشر گردیده

لید اکثر خبرهای خبرگزاری های جهانی روز چهارشنبه مبنی بر تسلط داعش بر اردوگاه یرموک مربوط به آوارگان فلسطینی بود. هر خواننده ای که با شرایط سوریه آشنایی نداشته باشد تصور می کند که این گروه به دمشق نزدیک شده و پایتخت سوریه در خطر می باشد. البته نمی توان خطر را انکار کرد. اما واقعیت امر چیست؟

این اردوگاه از بدو جنگ داخلی در سوریه پناهگاه تعداد زیادی از مخالفان دولت بشار اسد بوده و می باشد و اکثریت یکصد و شصت هزار فلسطینی آواره که سالیان سال به پناه دولت سوریه در این اردوگاه زندگی می کردند مجبور شدند اردوگاه را ترک کنند و طبق آمار غیر رسمی کمتر از هجده هزار نفر در این اردوگاه دو کیلومتر مربعی باقی مانده اند.

به دلیل همفکر بودن گروه حماس با اخوان المسلمین سوریه وهمراهی غیر مستقیم گروه های فلسطینی موجود در این اردوگاه با مخالفان دولت سوریه (که به عنوان خیانت بزرگ فلسطینی ها وخنجری از پشت تلقی شد) با تصور اینکه دولت سوریه به سرعت سقوط خواهند کرد، این اردوگاه از بدو درگیری های سوریه آماج حملات مختلف ارتش و نیروهای طرفدار دولت بشار الاسد قرار گرفت و پس از محاصره طولانی گروه فلسطینی جبهه خلق برای آزادی فلسطین وابسته به احمد جبریل با حمایت دولت سوریه توانست مخالفان را درون اردوگاه سرکوب کند و بر اردوگاه تسلط یابد و این اردوگاه از آن پس مورد محاصره شدید ارتش سوریه قرار گرفت . اما به دلایل شرایط خاص اردوگاه های فلسطینی در کشورهای مختلف عربی و تعدد وابستگی های فلسطینی ها جبهه خلق نتوانست به کنترل کل اردوگاه ادامه دهد و گروه های مختلف فلسطینی توانستند بر بخش هایی از این اردوگاه تسلط یابند.

از ابتدای جنگ سوریه به دلیل توانمندی رزمی بالای فلسطینی ها و فقر فاحش در اردوگاه های فلسطینی اینان طعمه های خوبی برای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بودند تا با پول های خود آنان را بخرند و تبدیل به مزدوران خود نمایند ودر حال حاضر تعداد زیادی از جنگجویان مخالف دولت سوریه همان سوری های فلسطینی الاصل اردوگاه یرموک می باشند. علاوه بر اخوان المسلمین ، جبهه النصره (القاعده سوریه) وداعش هم از تجربه فلسطینی ها چه در سوریه و چه در عراق استفاده بهینه نمودند. از  تونل های نیروهای جبهه النصره و داعش در سوریه - عراق - مرز های اردن ، لبنان ، ترکیه ، فلسطین اشغالی و جولان که اکثرا به دست همین فلسطینی ها ایجاد شده گرفته تا تک تیر انداز های حرفه ای و جنگجویان خیابانی و مربی های نظامی اکثرا از میان همین فلسطینی ها تامین شدند.

یکی روش های داعش برای تصرف مناطق نفوذ نیروها به آن مکان به عنوان افراد معمولی – خریدن مزدور و تسلیحات در آن مکان و سپس حمله غالفگیرانه بر علیه مخالفان و در نهایت اعلام موجودیت می باشد، که البته در اردوگاهی مملو از تهی دستان کاری فوق العاده راحت می باشد. روز چهارشنبه تعدادی نیروهای داعش با آمبولانس های نیروهای امدادی وارد این اردوگاه شدند و پس از پیوستن به نیروهای موجود که ظاهرا قبلا از طرفداران جبهه النصره (شاخه القاعده در سوریه ) بودند و توسط داعش اجیر شده بودند به دیگر گروه های فعال در این اردوگاه شبیخون زدند و برای مدت کوتاهی توانستند تسلط بر این اردوگاه را به دست بگیرند. این درگیری در واقع میان داعش و گروه های دیگر مخالف دولت سوریه درون اردوگاه بود و نه مستقیما با ارتش سوریه. طبق گزارش ها ظاهرا تا  عصر روز پنج شنبه نیروهای طرفدار داعش شکست خوردند و ساکنین اردوگاه توانستند آنها را نابود کنند.

این نوع درگیری میان مخالفان دولت سوریه اولی از نوع خود در سوریه نبود و آخرین آن نیز نخواهد بود. اختلاف وابستگی های گروه های مخالف دولت سوریه و تلاش هر کدام برای حذف دیگری و تسلط بر جبهه مخالفان از یکسو و تلاش های روسیه و ایران برای ایجاد یک آشتی ملی سیاسی میان دولت بشار الاسد و مخالفان سوری از سوی دیگر، منجر به آن شده که جنگجویان خارجی و مخالفان حل مسالمت آمیز جنگ سوریه احساس کنند "اگر زود نجنبند ممکن است کلاهشان پس معرکه باشد" لذا با حمایت مالی برخی کشورهای عربی سعی می کنند نفوذ خود را بر گروه های مخالف سوریه بسط دهند و از هرگونه آشتی سیاسی جلوگیری کنند. از سوی دیگر دولت سوریه پشت پرده از اختلاف بوجود آمده میان این گروه ها خوشحال است و در درگیری های اخیر در اردوگاه یرموک شاهد آن بودیم که ارتش سوریه و نیروهای طرفدار دولت سوریه درون اردوگاه نقش تماشاچی را بازی کردند و به مخالفان اجازه دادند به جان هم بیافتند و فقط زمانی ورود پیدا می کردند که اینان می خواستند از چهارچوب محاصره اردوگاه خارج شوند، بهر حال هر کس از هر طرف کشته شود یکی از دشمنان کم شده.

پس در نهایت باید گفت چون از قبل فقط لایه خارجی این اردوگاه در تصرف ارتش و حامیان دولت سوریه بود و درون این لایه مملوء از مخالفان بود پس درگیری میان اینان نه فقط خطری برای دمشق به وجود نمی آورد بلکه به نفع دولت این کشور نیز می باشد.

 

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 18:54 | لینک  | 

ملاحظه این مقاله در سایت http://ir.sputniknews.com/opinion/20150325/55825.html نیز منتشر شده.

لطفا در صورت تمایل به بازنشر سورس اصلی را سایت فوق ذکر نمایید

 

بقلم عماد آبشناس

 

دیدار وزیر امور خارجه اردن از ایران و خودداری رئیس جمهوری مصر از ملاقات رئیس جمهوری ترکیه در عربستان سعودی و... همه نشانه هایی از جبهه بندی های سیاسی جدید در منطقه خاور میانه می باشد.

اکثر سیاستمداران و رهبران کشورهای عربی معتقد هستند خطر ایدئولوژی سنی مذهب اخوان المسلمین بر کشورهای عربی از ایدئولوژی شیعه حکومت اسلامی ایران شدید تر میباشد. وقتی پای منافع نظام حاکم بر کشورها به میان می آید تعارفات سیاسی بین المللی بی معنی می شود.

همانگونه که شاهد بودیم به دلیل نفوذ و قدرت تشکیلاتی خود اخوان المسلمین در تونس – لیبی و مصر بلافاصله پس از انقلاب توانستند به قدرت برسند. در سوریه شروع جنگ داخلی توسط اخوان المسلمین بود. زمانی که محمد مرسی در مصر به قدرت رسید هدف اول اخوان به قدرت رسیدن در باقیمانده کشورهای عربی و رویای ایجاد اتحاد اخوانی در کلیه کشورهای اسلامی گشت. اگر کشورهای عربی به سرعت برای مقابله با این امر اقدام نمی کردند و اخوانی ها را سرکوب نمی نمودند باقیمانده این کشورها یکی پس از دیگری به دست اخوان می افتادند. در مصر ارتش مصر با حمایت دیگر کشورهای عربی به عنوان یک منجی وارد عمل شد و کشور را از دست اخوانی ها خارج کرد و ریشه آنها را شکست امری که منجر شد پایگاه آنها از مصر به ترکیه انتقال یابد. در تونس اخوانی ها با انتخابات عمومی برکنار شدند. در لیبی و سوریه شاهد آن هستیم که آنها کما کان بخشی از بحران می باشند. سرکوب و تحت انزوا قرار دادن اخوان در دیگر کشورهای عربی شاید منجر به آن شد که اینان به آتش زیر خاکستر تبدیل گردند اما هر لحظه ممکن است بادی بیاید واین آتش از زیر خاکستر شعله ور شود تا تر و خشک را با هم بسوزاند. به همین دلیل اکثر کشورهای اسلامی عربی از سوریه و اردن گرفته تا مصر و لیبی و تونس و الجزایر و مراکش خطر اول خود را اخوان المسلمین می دانند در حالی که عربستان سعودی و امارات عربی متحده اخوان المسلمین را خطر قابل مهار می دانند و گسترش قدرت گروه های معروف به جبهه مقاومت (نام خود را از مقاومت بر علیه اسرائیل گرفته ومورد حمایت ایران می باشد) را خطر اول خود می دانند. در واقع دلیل حمایت کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از گروه های سلفی و تندروی مذهبی هم همین مساله می باشد. البته نباید تلاش های رسانه های غربی در بسط این اختلافات را نادیده گرفت اما مساله ای که اینجا مهم است بُروز گروه های تکفیری می باشد. منظور از گروه های تکفیری گروه هایی هستند که فقط تفکر خود را قبول دارند و تفکر دیگران را کفر می دانند و هرکسی که مخالف نظر آنها باشد را کافر و مهدور الدم (باید کشته شود). در ایدئولوژی های اخوان المسلمین و یا حکومت اسلامی (ایرانی) جنبه تکفیر و یا قتل مخالفان بر اساس اختلافات ایدئولوژیک وجود ندارد.

در این شرایط و پس از اتفاقات یمن، عربستان برای اینکه موازنه قدرت منطقه ای بوجود آورد تلاش دارد به ترکیه تحت رهبری آقای اردوغان حامی اخوان المسلمین در منطقه نزدیک شود. امری که موجب اعتراض دیگر همپیمانان آن یعنی اردن و مصر گشته. عربستان سعودی با دعوت از رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه و سرلشکر عبد الفتاح السیسی رئیس جمهوری مصر تلاش داشت این دو را با هم آشتی دهد اما سیسی با اینکه با خطر از دست دادن حمایت های مالی عربستان مواجه بود به هیچ وجه حاضر نشد با اردوغان ملاقات کند. از سوی دیگر اردن که از این تحرک عربستان ناراحت شده بود وزیر امور خارجه خود را به ایران فرستاد تا به عربستانی ها یادآوری کند که آنها هم می توانند موضع عوض کنند. واگر بزودی یک مقام بلند پایه مصری از ایران دیدار کرد نباید خیلی متعجب شویم. در واقع روند حوادث منطقه این دلواپسی را برای اردنی ها به وجود می آورد که در نوبت آنها صف مشکلاتی که برای کشورهای دیگر عربی به وجود آمده رسیده باشد باشند، و گروه های تندروی اسلام گرا این کشور را به عنوان پایگاه بعدی خود انتخاب کنند. علی الخصوص که از یک طرف گروه های اخوان المسلمین در این کشور خیلی فعال می باشند و طرفداران داعش در این کشور نیز حظور دارند و از طرف دیگر به دلیل داشتن مرز های مشترک با سوریه و عراق در صورت شکست داعش در این دو کشور جنگجویان داعش مجبور خواهند بود یا به اردن و یا به ترکیه پناه ببرند. مضاف بر اینها به استناد اسناد و مدارک جدید و سخنرانی های ملاهای داعش مشخص شده داعش از کلمه های "عراق" و "شام" در عنوان خود به این دلیل استفاده کرده که "شام" در میان عربها به منطقه ای گفته می شود که شامل سوریه – لبنان – فلسطین – و اردن می باشد. کما اینکه "عراق" شامل کویت و بخش هایی از عربستان سعودی می باشد.

با این تفاصیل اردنی ها موجودیت خود را در خطر می بینند  و نظر به اینکه تنها کشور منطقه که حامی مخالفان داعش می باشد ایران است تلاش دارند روابط خود با تهران را بهبود بخشند.

دیدار ناصر جوده وزیر امور خارجه اردن از تهران همزمان با ریاست دوره ای اردن بر اتحادیه عرب بود و در مراسم مختلف وی خواستار گفتگو و حل مسالمت آمیز اختلافات میان ایران و اعراب شد و اظهار داشت که اردن آمادگی دارد برای حل وفصل اختلافات میانجی گری کند. در تهران هم نظرات وی مورد استقبال و حمایت قرار گرفت.

در واقع این اظهار نظر آقای جوده نظر اکثریت اعضای اتحادیه عرب می باشد چرا که اکثر کشورهای عربی امروزه از اختلافات میان ایران و عربستان به ستوه آمده اند و به این نتیجه رسیده اند که روند حمایت برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از گروه های تندرو به ضرر همه کشورهای عربی می باشد. این کشورها به رهبری مصر واردن و الجزایر و عمان در تلاش هستند عربستانی ها را قانع کنند که پای میز مذاکره با ایران بنشینند. از سوی دیگر در عربستان گروه های مذهبی تندرو که فعلا پس از مرگ ملک عبد الله به قدرت رسیده اند شرایط را برای مذاکره با ایرانی ها مناسب نمی دانند. اینان اعتقاد دارند از یک سو چون در سوریه – عراق – یمن  و لبنان طرفداران عربستان شکست خورده اند و از سوی دیگر به دلیل نزدیکی حل اختلافات ایران و 5+1 بر سر مساله هسته ای و امکان بهبود روابط ایران با دیگر کشورها به وجود آمده،  اگر پای میز مذاکره با ایران بنشینند ایرانی ها دست بالا را خواهند داشت. به همین دلیل هم هرچه قدر دولت آقای روحانی  از بدو شروع کار خود  تلاش کرد به عربستانی ها نزدیک شود با بن بست مواجه گردید.

با ورود یمن به مرحله جدیدی از درگیری های داخلی و پیشروی دولت و گروه های مردمی در عراق و شکست داعش در سوریه تلاش میانجی ها برای به میز مذاکره کشاندن عربستان سعودی و ایران باید دو چندان گردد وگرنه ممکن است این درگیری ها به این محدوده ها ختم نشود و آتش آن کل منطقه را بسوزاند.

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 19:3 | لینک  | 

توجه این سایت مقاله در رادیو روسیه منتشر شده

http://persian.ruvr.ru/2015_03_19/283405997/

 

به قلم عماد آبشناس

در حالی که ایالات متحده - عربستان سعودی و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هرگونه حمایت از داعش را علنا انکار می کنند اما پس از حمله های موفق ارتش و یگان های مردمی عراق به استان صلاح الدین وتکریت با کمال تعجب برخی این کشورهای عربی تلاش های شدیدی برای جلوگیری از نابودی داعش در این منطقه انجام می دهند.

به استناد گفته مسئولان کرد و دولت عراق اگر کمک های ایران در زمان حمله داعش به موصل و پس از آن بغداد و اربیل نبود این دو شهر هم مثل موصل سقوط کرده بودند و ملیون ها عراقی شیعه و کرد سلاخی شده بودند.

بعد از فجایعی که داعش در مناطق تحت اشغال خود انجام داد و احساسات جامعه جهانی را تحریک کرد غربی ها در ظاهر به عنوان حامیان بشریت و دمکراسی وارد عمل شدند و ائتلافی عریض و طویل برای نابودی داعش تشکیل دادند اما کل کار این ائتلاف در بمباران هوایی خلاصه شد. در واقع از شروع این عملیات واضح بود که هدف نابودی داعش نیست بلکه ایجاد زمینه برای دخالت در امور عراق است وگر نه کافی بود هواپیماها و تانک ها و تسلیحاتی که دولت عراق از آمریکایی ها نقدا خریداری کرده بود تحویل میدادند. مگر روس ها ظرف چند روز چند فروند هواپیما به عراق تحویل ندادند.

کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و ترکیه هرگونه همکاری با داعش را انکار می کنند اما تا به حال همه کمک های تسلیحانی و نیروی انسانی مورد نیاز داعش (که تعداد زیادی از آنها تابعیت عربستانی و یا اوروپایی دارند)  از راه ترکیه تامین می گردد و حمایت سیاسی و مالی این گروه به عرب های حوزه خلیج فارس وابسته است.

کشورهای زیادی از جمله ایران – روسیه – ایالات متحده – انگلیس – فرانسه و ... کارشناس و مستشار امنیتی و نظامی برای کمک به دولت عراق و آموزش نیروهای عراقی جهت مقابله با داعش ارسال کردند. می توان گفت ایالات متحده بیشترین تعداد رایزن های دیپلمات را در عراق دارا می باشد که به نسبت کمترین کمک را به دولت عراق می کنند و فقط در حال جمع آوری اطلاعات میدانی برای مرکز خود هستند.

از همان ابتدا میان ایرانی ها و برخی دولت مردان عراق بر سر حسن نیت ایالات متحده و ائتلاف غربی در زمینه مبارزه با داعش بحث و اختلاف وجود داشت. ایرانی ها اعتقاد داشتند که ائتلاف غربی به هیچ وجه نمی خواهد داعش نابود شود و هر جا هم که بتواند برای تثبیت قدرت داعش به آن کمک می کند و کل شو های تبلیغاتی آنها فقط ظاهر سازی است در حالی که برخی دولت مردان عراقی به غربی ها اطمینان داشتند. به همین دلیل ایرانیها برای اثبات نظر خود از برخی فرماندهان نظامی عراق خواستند اطلاعاتی مبنی بر اینکه قرار است ظرف سه ماه به موصل حمله شود را بدهند و شاهد آن بودند که بلا فاصله توسط آمریکایی ها بر ملا شد. رفتاری که ازغیر قابل اطمینان بودن آمریکایی ها پرده برداشت.

به هر حال و به دلیل تجربه خود در مبارزه با گروه های تروریستی پارتیزانی ایرانی ها می دانستند که فقط یک نیروی مسلح مردمی توانایی مقابله با داعش را دارد و نه یک ارتش کلاسیک و به همین دلیل هم به عراقی ها کمک کردند ارتشی به نام "الحشد الشعبی" یا "بسیج مردمی" تشکیل دهند. کارشناسان ایرانی همچنین شرایط جنگی داعش و نقاط ضعف و قدرت آن را بررسی کردند و تسلیحات و موشک هایی را که مورد نیاز شرایط جنگ با چنین گروهی بود را در اختیار آنها قرار دادند.

وقتی همه توجه ها به سمت موصل بود ارتش و نیروهای مردمی عراق به سمت تکریت حمله ور شدند (به دلیل پرهیز از لو رفتن عملیات، این عملیات بدون هماهنگی با آمریکایی ها و ائتلاف آنها انجام شد)  این نیروهای آموزش دیده توانستند به سرعت در استان صلاح الدین عراق که جایگاهی سمبلیک و استراتژیک دارد پیشروی کنند. این پیشروی ها چند امتیاز برای دولت عراق دارد:

1 – امنیت بغداد و سامراء و دیگر مناطق نزدیک به استان صلاح الدین تامین می شود.

2 – با این پیروزی ها روحیه نیروهای عراقی بازسازی می شد و ضعف ها و توانمندی های آنها مورد مطالعه قرار می گیرد.

3 – خطوط ارتباطاتی داعش قطع می شود. و در مقابل راه وپشت نیروهای عراقی که می خواهند به موصل حمله کنند تامین می گردد.

4 – زمینه حمله اصلی به موصل فراهم می گردد.

5 – تضعیف روحیه شدید برای نیروهای داعش به وجود می آید چراکه تعداد زیادی از نیروهای آن که در صورت حمله به موصل قرار بود با حملات خود جبهه دیگری را بر علیه دولت و نیروهای مردمی عراق باز کنند نابود می شوند.

6 – نیروهای عراقی ثابت می کنند که خود توانایی بازپس گیری سرزمین هایشان را دارند و به کمک خارجی نیازی نیست فقط باید چتر حمایتی از سر داعش برداشته شود.

اما با تعجب شاهد تحرکات مشکوک آمریکایی ها و عربستانی ها در زمین داعش بودیم.

* برخی هواپیماهای آمریکایی اقدام به انداختن بسته های مشکوک در مناطق مربوط به داعش نمودند البته اعلام کردند اینها کمک های غذایی و دارویی برای غیر نظامیان بود و اشتباهی در مناطق وابسته به داعش انداخته شد. ولی تحقیقات امنیتی در عراق مشخص کرد این این بسته های بزرگ حاوی هزاران مین ضد تانک و ضد نفر و مواد ساخت بمب بوده که نیروهای داعش در تکریت برای جلوگیری از پیشروی نیروهای مردمی و ارتش عراق به آن نیاز داشتند.

* اطلاعات و تصاویر ماهواره ای از تحرکات و مکان های استقرار نیروهای عراقی و مردمی توسط آمریکا - عربستان و ترکیه در اختیار داعش  قرار گرفت.

* با فشار آمریکایی ها تعدادی از خلبانان شیعه عراقی که توانایی پرواز با هواپیماها و هلیکوپتر های روسی را داشتند در وسط درگیری ها توسط فرماندهی ارشد نیروهای مسلح بازنشسته و یا از کار برکنار شدند.

*  حمله های تبلیغاتی شدید توسط رسانه های وابسته به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس شروع شد تا جنگ بر علیه داعش را به جنگ شیعه - سنی تبدیل کند و عشایر سنی آن مناطق را به حمایت از داعش تحریک نماید.

 

طی چند روز اخیر نیروهای مردمی و ارتش عراق مجبور شدند سرعت عملیات را کم کنند تا با این شرایط جدید مقابله کنند.

* در رسانه های مرتبط با دولت عراق نقش نیروهای مردمی سنی و مسیحی و ایزدی نمایان تر شد و نقش تصاویر زیادی از برخوردهای انسانی جنگجویان شیعی با مردمان این مناطق منتشر گردید.

* نمایش استقبال مردمی از نیروهای عراقی و مردمی.

* تعداد زیادی از خودروهای مین روب و کارشناسان خبره تفکیک تله های انفجاری به سمت این مناطق گسیل شدند.

* یگان های ویژه درگیری های تن به تن و خیابانی وارد خط مقدم عملیات شدند و نیروهای قبلی که برای جنگ در فضاهای باز آموزش دیده بودند وظیفه ادامه محاصره و پشتیبانی را عهده دار شدند.

*  پهبادهای شناسایی – پهبادهای شکاری – پارازیت انداز ماهواره ای و متخصصین جنگ های الکترونیک برای جلوگیری از حمایت ماهواره ای داعش تامین شده اند.

 

همه این تحرکات نشان آن است که جنگ اصلی تکریت در راه است جنگی که نه فقط وضعیت تکریت بلکه شرایط تحولات زیادی در منطقه را رقم خواهد زد.

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 23:2 | لینک  |