جهانی فکر کنیم ایرانی زندگی کنیم - بیایید با هم فرهنگ جدید برای ایرانی ها تدوین کنیم

جهت اطلاع کلیه دوستان

به این وسیله به اطلاع می رساند که بنده رسما

 نامزد انتخابات شورای شهر تهران برای سال 1392 می باشم


کد انتخاباتی عماد آبشناس برای انتخابات شورای شهر تهران سال 1392 کد  1217می باشد

شعار بنده نیز : تهران را شهری کنیم که همه برای هم زندگی کنند نه فقط با هم

 

برنامه های بنده برای انتخابات شورای شهر

تلاش برای خارج کردن شورای شهر تهران از هرگونه جناح بندی های سیاسی و فقط فعالیت برای رفاه شهروندان تهرانی . بماند که وظیفه شورای شهر چه در تهران و چه در شهرهای دیگر همین است اما متاسفانه جناح های سیاسی از شوراها برای اهداف سیاسی استفاده می کنند. من شخصا فکر می کنم دیگر بس است. مردم تهران مخصوصا در شرایط فعلی نیاز دارند که برای رفاه حال آنها فکری شود.

 

در این راستا بنده پیشنهاد های ذیل را دارم

1 -  توسعه حمل و نقل شهری  وفضای سبز و متوقف نمودن طرح زوج و فرد. هیچ دلیل ندارد طرح زوج و فرد در سرتاسر سال فعال باشد. و اگر هم قرار باشد برای شهروندان تهرانی اعمال شود پس باید هزینه هایی که سربار خودرو های آنها است هم نصف شود. مثلا هزینه بیمه عوارض خودرو عوارض شهرداری و ... همه این هزینه ها سالانه محاسبه شده در حالی که اکثر شهروندان تهرانی حد اقل سه روز در هفته امکان استفاده از خودرو های خود را ندارند.

2 توسعه فضاهای ورزشی و تفریحی و هنری رایگان و شبه رایگان. متاسفانه در دوره های اخیر شورای شهر تعدادی ورزشکاران و هنرمندان با استفاده از رانت معروفیت ورزشی یا هنری وارد شورای شهر و مجلس شده اند اما دریغ از تلاش برای فعالیت در راستای خواسته جامعه ای که به آنها رای داده.

در حالی که در اکثر شهر های دنیا فضاهای ورزشی و تفریحی و هنری رایگان و شبه رایگان در اختیار مردم قرار دارد اما در شهر تهران همه چیز فقط پولی است. شما و یا فرزندانتان اگر تصمیم داشته باشید به ورزشی مثل فوتبال بسکتبال والیبال شنا و ... بپردازید باید هزینه های سنگینی را متحمل شوید. شهرداری موظف است این فضاهای ورزشی را به رایگان و به وفور در اختیار فرزندان ما قرار دهد. همچنین شهرداری باید در زمینه پاکسازی و تامین امنیت در این فضاها از معتادان و افراد سودجو فعالیت کند.

در زمینه فضاهای تفریحی که نیاز به گفتن نیست. شما چند شهر بازی می توانید در تهران پیدا کنید ؟ چرا نباید در تهران شهر بازی و اماکن تفریحی علی الخصوص برای جوانان وجود داشته باشد. چرا تنها تفریح جوانان ما خیابان گردی یا به رستوران و یا قهوه خانه رفتن و یا خانه پشت کامپیوتر و مقابل تلوزیون باید محدود شود. شهرداری باید فضاهای تفریحی برای جوانان تامین کند و این جزو اهداف اولیه بنده خواهد بود.

در زمینه فضاهای هنری. توسعه سینما و تئاتر و اماکنی که هنرمندان بتوانند هنر های خود را ر آنجا به نمایش بگذارند. جزو اهداف بنده می باشد. این اماکن باید بگونه ای باشند که تهرانی ها با هزینه خیلی جزئی (حذف همه هزینه های جانبی سنگین این اماکن از بلیط های ورودی) بتوانند فیلم و تئاتر تماشا کنند. همچنین مکان هایی برای هنرمندان تازه کار و حتی کهنه کار جهت ارائه کارهای خود بصورت رایگان باید ایجاد شود. مثلا یک یا چند محله و یا خیابان جهت ارائه کارهای هنری از نقاشی و هنرهای دستی گرفته تا همه کارهای هنری دیگر ایجاد گردد و به رایگان در اختیار هنرمندان جهت ارائه کارهای خود قرار گیرد.   که هم تفرج گاه مردم باشد و هم هنرمندان ما بتوانند بدون هزینه های سنگین کارهای خود را در معرض عموم قرار دهند.

3-  احداث مدارس مجهز و مدرن. همانگونه که خیرین در خیلی از موارد کمک به احداث مدارس می نمایند. شهرداری تهران باید اقدام به احداث مدارس در حد استانداردهای جهانی نماید و با حذف آورده های پر هزینه از جمله هزینه جا و تجهیزات آن را در اختیار آموزش و پرورش و دانش آموزان مستعد قرار دهد تا دانش آموزان مستعد تهرانی بدون داشتن دغدغه های هزینه های کلان درس خواندن در مدارس غیر انتفاعی فقط به فکر تحصیل خود باشند. در این راستا هم شهرداری نباید خود مستقیم وارد آموزش گردد بلکه با آموزش و پرورش و مدارس برتر جهت تامین مواد آموزشی و اساتید هماهنگ کند و فقط تامین هزینه ها به عهده شهرداری خواهد بود.

4 -    در زمینه آموزش های فنی و حرفه ای و هنری . شهرداری تهران جهت ارتقای سطح توانمندی شغلی جوانان تهرانی و ارضای خواسته جوانان که اکثرا به دلیل ناتوانی در تامین هزینه های آموزش های غیر آکادمیک توان پرداختن به این آموزش ها را ندارند باید با آموزشگاه های فنی و حرفه ای و فرهنگی هنری قرارداد های آموزشی منعقد نماید تا با تامین کل و یا بخشی از هزینه های آموزشی برای شهروندان تهرانی سطح توانمندی فنر و حرفه ای و هنری این شهروندان را ارتقا دهد و بالطبع در پی آن هم امکانات ایجاد شغل برای شهروندان تهرانی بوجود می آید و هم اینکه برخی با پرداختن به امور هنری که غذای روح انسان ها می باشد حتی اگر منجر به اشتغال نگردد از نظر فکری و روحی جامعه بهتری را خواهیم داشت.

 5 تلاش برای انتقال کلیه  ادارات و موسسات دولتی و شبه دولتی به منطقه ای واحد ترجیحا در مکانی از حومه های تهران که با راحتی با وسایل نقلیه عمومی قابل دسترسی آسان باشد. با این امر حجم بالایی از ترافیک شهری کاسته می شود و همه آنهایی که در ادارات دولتی اشتغال دارند و یا با ادارات دولتی سروکار دارند می توانند با وسیل نقلیه عمومی به آنجا بروند و تراکم از نقاط مختلف شهر به مکانی مشخص محدود می گردد.

6 -  تقویت ساختار های شهر الکترونیکی و خدمات الکترونیکی ارزان در تهران. در حال حاضر اکثر ساختار ها شبکه ای در تهران موجود می باشد اما هنوز سرعت خطوط مخابراتی مخصوصا در زمینه اینترنت امکان فعالیت های الکترونیکی را از همه شهروندان گرفته. شهرداری تهران باید امکاناتی را فراهم نماید تا شهروندان تهرانی بتوانند از خطوط مخابراتی فوق سریع برای فعالیت های روزمره خود علی الخصوص درون شهری و کشوری بصورت رایگان و یا شبه رایگان استفاده کنند و امکان دسترسی آنها به خدمات الکترونیکی رایگان را در تمام ساعات شبانه روز در کلیه مکان های عمومی بصورت رایگان فراهم نماید. همچنین تجارت و خدمات الکترونیکی درون شهری را توسعه دهد. به این صورت از تردد درون شهری کاسته خواهد شد.

7 بیمه تکمیلی کلیه شهروندان تهرانی: هر شهروند تهرانی باید بتواند بدون دغدغه در زمینه هزینه های درمان فقط به درمان خود فکر کند. و در این راستا همچون تعداد زیادی از شهرهای دیگر کشورهای دنیا شهرداری تهران با بیمه شهروندان تهرانی امکان درمان تمام رایگان آنها را فراهم نماید. در این راستا بیماران صعب العلاج و یا دارای بیماری هایی که شامل پوشش بیمه نمی شود باشد در اولویت قرار گیرند.

8 لغو محدودیت ساخت ساختمان در مساحت های کوچک. در هر فضایی باید امکان ساخت وجود داشته باشد و حتی مجوز های بلند مرتبه سازی اعطا گردد تا حدی که نیاز مسکن در تهران حل شود و هزینه مسکن جزو کمترین دغدغه های مردم در سبد خانوار گردد.

9 گسترش دانشگاه های تهران تا حدی که کلیه دانشجویان تهرانی امکان پذیرش در تهران داشته باشند و تا وقتی که دانشگاه های تهران چنین گنجایشی پیدا نکرده اند باید کمک هزینه آموزشی به دانشجویان تهرانی که مجبور به تحصیل در شهرهای دیگر هستند اعطا گردد.

10 ایجاد مراکز تجاری خرید و فروش کالا با قیمت های پایه بگونه ای که تولید کنندگان بتوانند کالای خود را با حذف واسطه ها در اختیار عموم قرار دهند. در حال حاضر بازار روزها چنین کاری را انجام می دهند و قرار بود فروشگاه های شهروند و رفاه چنین کاری را انجام دهند که متاسفانه در حال حاضر چنین کاری را انجام نمی دهند. 



برچسب‌ها: انتخابات شورای شهر تهران 1392
نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 18:5 | لینک  | 

توجه متن انگليسي اين مطلب در روزنامه ايران ديلي منتشر شده

غيض اسرائيلي ها از نتيجه گفتگوهاي ايران و گروه 5+1 اين احساس را مي دهد كه اين گفتگوها موفقيت آميز بود. اسرائيل هيچ وقت نمي تواند شاهد رابطه خوب ايران با هيچ كشوري باشد. اين رژيم كل توانمدي مالي و تبليغاتي يهوديان در جهان را در اين راستا تسخير مي كند. نتيجه مذاكرات آنقدر براي اسراائيلي ها شوك آور بود كه حتي نتوانستند ناراحتي خود را بپوشانند. براي اولين بار ديپلمات هاي آمريكايي و اوروپايي مصالح ملت هاي خود را بالاتر از مصالح اسرائيل قرار دادند. آنها هيچ سند و مدركي مبني بر نظامي بودن برنامه هسته اي ايران نداشتند . هيات ايراني خيلي همكاري كرد و آنها نمي توانستند حتي خودشان را در مورد خواسته هاي غير منطقي اسرائيلي ها قانع كنند . چگونه مي توانستند ايراني ها را قانع كنند؟  مضاف بر اين همه طرفها در صورت ادامه جدل بازنده بودند. با اينكه ايراني ها تحت فشار تحريم ها هستند اما مردمان آمريكا و اوروپا مجبور هستند فشار بيشتري را تحمل كنند.  در ضمن ادامه تحريم ها بر عليه ايران هيچ سودي براي آنها به ارمغان نخواهد آورد. لذا طرف هاي شركت كننده در گفتگوها به اين نتيجه رسيدند كه بهتر است مشكلات را حل و فصل كنند. من به مقاله هفته خود در روزنامه ايران ديلي كه در آن پيش بيني كرده بودم كه نتايج مذاكرات بر عكس خواسته مطبوعات اسرائيلي خواهد بود اشاره مي كنم. نتيجه همان كه ايراني ها پيشنهاد كرده بودند شد. نتيجه برد برد. دو طرف به خواسته خود بصورت مرحله به مرحله خواهند رسيد. به اين صورت ايران برنامه هسته اي صلح آميز خود را تحت نظارت سازمان انرژي هسته اي ادامه خواهد داد. حتي اعضاي گروه 5+1 در مسير برنامه صلح آميز هسته اي به ايران كمك خواهند كرد.  يكي ديگر از بحث هايي كه در اين گفتگو ها مطرح شد بحث سوريه بود . طرف هاي شركت كننده به اتفاق بر مخالفت با هرگونه روند نظامي در تغيير سيستم حكومتي سوريه توافق داشتند و متفق بودند كه  تغييرات در سوريه فقط توسط انتخاباتي رسمي و قانوني بايد انجام شود. اين موضوع غيض تعدادي از كشورهاي عربي كه خواستار نا آرامي در سوريه با حمايت مالي و نظامي از گروه هاي تروريسيتي بودند را در آورد. برخي مسايل ديگر هم بحث شد و اطراف شركت كننده به اتفاق نظر رسيدند كه ظاهرا قرار است بصورت مرحله به مرحله اعلام شود. طي پنج هفته آينده طرفين تلاش خواهند كرد اعتماد يكديگر را با تصميمات جديدي كه اتخاذ مي كنند جلب كنند و متن همكاري هاي مشترك براي دور بعدي مذاكرات تهيه خواهد شد. اگر اين دور مذاكرات موفق و مثبت نبود قطعا برنامه ريزي براي دور بعدي مذاكرات انجام نمي شد. قطعا در اين مدت شاهد فشار هاي جديد اسرائيلي ها بر اعضاي 5+1 خواهيم بود، علي الخصوص بر طرف آمريكايي. در مورد عرب هاي ناراحت هم بايد بگويم آنها در سطحي نيستند كه بتوانند بر اعضاي 5+1 فشاري وارد آورند.

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 13:5 | لینک  | 

روز گذشته انتخابات مجلس اعضاي موسسان تونس برگزار شد و ميزان استقبال بي نظير مردم به حدي بود كه خيلي ها را شوكه كرد. اكثريت ناظران متفق مي باشند كه حزب نهضت  كه يك حزب اسلامگرا مي باشد اكثريت آرا را به دست آورده و پيش بيني مي كنند بالاي 50% آراء را كسب كرده باشد.

در مراسم اعلام استقلال ليبي از ديكتاتوري قذافي آقاي عبد الجليل اعلام نمودند كه جناح هاي مختلف اين كشور همه متفق هستند  قوانين و سياست هاي آتي اين كشور بر اساس شريعت و قوانين اسلامي بايد بنا گذاشته شود.

در عراق - مصر – اردن – يمن – بحرين و ديگر كشورهاي عربي نيز شاهد به قدرت رسيدن احزاب و گروه هاي اسلامگرا مي باشيم. سالها قبل انقلاب اسلامي ايران الگوي خود را براي حكومت نوين جهاني ارائه داد. برخي تصور مي كردند وقتي امام خميني اظهار مي داشت انقلاب بايد صادر گردد منظور حمله به كشورهاي ديگر و كشور گشايي و يا ايجاد گروه هاي مخالف و معارض وابسته به ايران مثل الگوي سوسياليستي (كه قبلا نا كارآمدي خود را نشان داده ) مي باشد غافل از اينكه با تاسيس جمهوري اسلامي امام خميني الگوي حكومت جديدي براي جهانيان به ارمغان  آورد. الگويي از يك حكومت ديني مردم سالار كه ارزش هاي انساني در آن والاتر از همه ارزش ها مي باشد. وقتي آقاي احمدي نژاد از ضرورت مديريت نوين جهاني صحبت مي كردند. برخي اظهارات وي را دخالت در امور كشورهاي ديگر و يا حتي شعار تلقي كردند. غافل از اينكه صحبت هاي وي نشات گرفته از يك تجربه سي ساله بوده. اگر جهانيان بخصوص كشورهاي وابسته به سيستم سرمايه داري به پيشنهاد هاي جمهوري اسلامي بيشتر توجه مي كردند قطعا راه حل مشكلاتي كه امروزه گريبانگير آنها شده را در آن پيدا مي كردند. ظاهرا ملت ها جلوتر از سران خود عمل مي كنند. به همين دليل هم مي بينيم الگوي ايراني توسط كشورهاي ديگر به عنوان الگو پذيرفته شده و اكثر اين كشورها به سمت و سوي الگوي ايراني يعني حكومت ديني مردم سالار كه حافظ ارزش هاي انساني است پيش مي روند.

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 18:44 | لینک  | 

مرگ شاهزاده سلطان وليعهد عربستان اگر چه غير منتظره نبود اما عربستان سعودي را وارد چالش هاي جديد نموده.

همانگونه كه همه مي دانند طبق قانون عربستان پادشاهي نوبتي ميان فرزندان عبد العزيز مي چرخد و امروزه فرزندان وي همگي دچار كهولت سن شده اند. طبق عرف امير نايف بن عبد العزيز وليعهد جديد عربستان سعودي مي باشد و در واقع به دليل مريضي پادشاه عبد الله بن عبد العزيز و وليعهد فقيد سلطان بن عبد العزيز طي چند سال اخير امير نايف وليعهد دوم واقعي عربستان بود. امير نايف عقبه اي سلفي و مذهبي دارد و با ايجاد تغييرات علي الخصوص دگرگوني هاي اجتماعي داخلي  كه مد نظر پادشاه فعلي يعني عبد الله بن عبد العزيز بوده خيلي موافق نبوده. از سوي ديگر به دليل سياست هاي وهابي و سلفي وي در خارج عربستان مخصوصا روابط صميمي او با گروه هاي بنيادگراي مذهبي همچون القاعده (البته ايشان افتخار دارند كه با اقتدار القاعده داخل عربستان را از بين برده اند اما بر كسي پوشيده نيست كه وي قبلا جزو حاميان اصلي القاعده در خارج عربستان بوده اند) جايگاه محبوبي ميان خارجي ها مخصوصا آمريكايي ها و اوروپايي ها ندارد. به هر صورت عليرغم اينكه وي طبق قانون اساسي وليعهد مي باشند اما افرادي همچون شاهزاده بندر بن سلطان – سعود الفيصل – تركي الفيصل ... را دارد كه همگي معتقد هستند جهت ثبات عربستان نياز به اين است كه وليعهدي و حتي پادشاهي به نسل دوم جوانتر واگذار گردد چرا كه نسل اولي ها همگي با مشكل مريضي و كهولت سن مواجه مي باشند و احتمال اينكه پادشاهي كوتاهي داشته باشند زياد است. به عقيده نسل دومي ها اين امر منجر به بي ثباتي سياسي در مملكت و به خطر افتادن كشور مي گردد. جهت پيش گيري از اين امر شاه عبد الله بن عبد العزيز كميته اي معروف به كميته بيعت تشكيل داده تا وليعهد را تعيين و بيعت لازم را از بقيه شاهزاده ها براي او بگيرند چرا كه در صورت پايان حلقه نسل اولي ها قطعا نسل دومي ها با چالش وليعهدي مواجه مي باشند. به احتمال قريب به يقين امير نايف بن عبد العزيز بتواند وليعهدي را از آن خود كند شايد. هم حتي روزي به پادشاهي برسد اما قطعا اگر فكري براي جانشين خود و جانشينان بعدي نكند شاهزاده هاي فوق ثروتمند و مقتدر عربستان براي تقسيم سهم الارث وليعهدي و پادشاهي با هم درگير خواهند شد و اين درگيري قطعا توسط كميته بيعت قابل حل و فصل نمي باشد. فقط جهت روشن شدن مساله براي مخاطبان بحث مطرح ميان نسل دومي هاي عربستان را بصورت خلاصه صورت مساله را بيان مي نمايم تا متوجه مشكل شويد:

طبق عرف متعارف پادشاهي سنتي هميشه فرزند ارشد پادشاه به عنوان وليعهد انتخاب مي شده در اكثر كشور ها اين فرزند ارشد فرزند پسر بوده و در برخي كشورها مثل مثلا انگليس فرزند ارشد كه دختر هم بوده مي توانسته جانشين باشد. به اين دليل تكليف همه روشن بوده.

اما در زمان تاسيس عربستان توسط ملك عبد العزيز بن سعود وي وصيتي كرد كه بر اساس آن تا وقتي فرزندان وي زنده هستند پادشاهي بايد بصورت نوبتي ميان آنها به گردش در آيد. همين وصيت منجر شد كه به جاي انتقال پادشاهي از پدر به فرزند پادشاهي در عربستان ميان پسران بصورت چرخشي در آيد. حال كه پايان دور نسل اول فرزندان عبد العزيز نزديك شده اختلاف بر سر آن است كه پس از نسل اولي ها چه كسي بايد پادشاه شود. آيا فرزندان فيصل – خالد – فهد – عبد الله – سلطان يا نايف يا ... . برخي نيز معتقد هستند كه ارشد ترين نوه هاي عبد العزيز بايد پادشاه شود. برخي اعتقاد دارند كه فرزند ارشد آخرين پادشاه بايد وليعهد شود. برخي معتقد هستند فرزند ارشد اولين پادشاه پس از عبد العزيز بايد وليعهد شود. برخي ديگر معتقد هستند محبوب ترين يا مقتدر ترين شاهزاده بايد به قدرت برسد. خلاصه بايد گفت مساله وليعهدي نايف چالش اصلي نيست چالش اصلي وليعهد دومي مي باشد كه به كلافي سردرگم تبديل گشته.

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 15:5 | لینک  | 

همه مزدوران آمريكا و اوروپا و اسرائيل با يك پايان مواجه مي باشند "تحت تعقيب مرده يا مرده" چون مرده آنها براي اربابان با ارزش تر از زنده آنها است. از صدام و بن لادن گرفته تا قذافي ظاهراٌ فقط يك پايان در انتظار آنهاست "مرگ" آن هم بد مدل آن . از آن مرگ هاي فيلم هاي ترسناك هاليوودي.

واقعا چرا؟ آمريكا اينهمه جنگ به پا مي كند تا بن لادن را بازداشت كند. زنده هم بازداشتش مي كند. بي سروصدا او را به قتل مي رساند. مليون ها دلار جايزه براي پيدا كردن صدام حسين مي گذارند و بعد بدون اينكه محاكمه وي به سر انجام برسد به يك باره اعلام مي كنند وي را اعدام كردند. هزاران نفر در تعقيب و گزير قذافي زندگي خود  را از دست دادند و پس از اينكه او را زنده بازداشت كردند بلا فاصله او را كشتند.

جالب است قذافي گفته بود نه مثل مبارك تسليم خواهد شد و نه مثل بن علي سوار هواپيما و فرار خواهد كرد. قسم خورده بود همان جايي كه متولد شده بميرد. و اگر در طول عمرش يك بار هم درست صحبت كرده بود همين آخرين بياناتش بود. و همان اتفاق هم افتاد.

به هر حال مرگ قذافي سودش به مراتب بيشتر از زنده بودنش بود. چرا؟

 با شناختي كه همه از قذافي داشتند مي دانستند:

1 – قطعا قذافي در محاكمه خود از باج هايي كه به سران اوروپايي داده صحبت مي كرد.

2 – قطعا قذافي از اينكه چگونه و با حمايت چه كساني به قدرت رسيد و بر ملت ليبي حكومت كرد صحبت مي كرد.

3 – قطعا قذافي در مورد پول ها و طلاهايي كه از ملت ليبي غارت كرده بود و در بانكهاي اوروپايي و آمريكايي پنهان كرده صحبت مي كرد.

4 – قطعا قذافي از توطئه هايي كه به همراه رهبران ديگر كشورهاي عربي براي سركوب خواسته هاي به حق مسلمانان و اعراب چيده بود صحبت مي كرد.

5 – قطعا با لب به سخن گشودن قذافي نام خيلي از افرادي كه در حال حاضر تلاش براي به قدرت رسيدن دارند و در دوره قبلي از منتسبين قذافي بودند مطرح مي شد و خيلي از سوابق آنها كه مطرح شدنشان به ضررشان تمام مي شد عنوان مي شد.

6 – قطعا صدها راز ديگر مثل ماجراي امام موسي صدر – ماجراي 11 سپتامبر – سرنگوني هواپيماي لاكربي – و انفجار باشگاه افسران آمريكايي از يك سو و نام شخصيت ها و افرادي كه باج بگير قذافي بودند همه همراه قذافي دفن خواهد شد.

به هر صورت آينده ليبي شاهد ماجراهاي جديدي خواهد بود كه شايد خيلي ها قبلا پيش بيني آن را نمي كردند.

ليبي بعد از قذافي كشوري است كه زير بناي اقتصادي آن كاملا توسط ناتو و جنگ داخلي نابود شده. كشوري كه عليرغم داشتن منابع سرشار نفتي ولي با نبود قدرت سياسي متمركز چالش هاي عديده را در چنته دارد. امروزه مدعي در ليبي زياد است و خيلي ها در صدد هستند تا تكه اي از كيك ليبي را به دست آورند. از غربي ها و اعضاي ناتو گرفته كه خود را سهامدار پيش فرض مي دانند تا مخالفين مقيم خارج ليبي و جنگجويان و قبيله هاي مختلف داخلي كه خود را آزاد كنندگان اصلي ليبي از دست قذافي مي دانند تا شخصيت هايي كه در زمان قذافي داراي پست و مقام بودند و با خالي كردن پشت قذافي به انقلابي ها پيوستند به اين اميد در آينده سياسي ليبي سهمي داشته باشند.

نبايد فراموش كنيم قذافي ليبي اي را براي ديگران به جا گذاشت كه هيچ گروه يا حزب سياسي در آن فعاليت ندارد. هيچ چهارچوب سياسي در آن نيست و تا بحال حتي قانون اساسي هم به خود نديده. ده ها هزار جنگجوي تا دندان مسلح نيز امروزه بصورت مجموعه ها و دسته هاي مختلف هر كدام مدعي قدرت مي باشند.

قطعا سياست مداران ليبيايي با آينده اي پر چالش مواجه مي باشند كه شيرين ترين آن فوق العاده تلخ است.

نوشته شده توسط عماد آبشناس در ساعت 17:30 | لینک  |